وبلاگicon

پایگاه جامع اینترنتی بیان - مسائلی پیرامون حجاب
  • پایگاه جامع اینترنتی بیان


    * آیا براى حجاب و پوشاندن موى خانم ها، آیه اى در قرآن وجود دارد؟
    * فلسفه حجاب خانم ها چیست؟
    * مى گویند دستور حجاب براى زمانى بود كه زنان مسلمان با كنیزان اشتباه گرفته نشوند و امروزه، این فلسفه وجود ندارد؛ آیا این ادعا درست است؟
    * پوشش كامل براى زن چه پوششى است؟
    * آرایش تا چه حدى براى خانم ها جایز است؟
    * چرا حجاب بر مرد واجب نشده است؟
    * چرا بانوان در نماز باید حجاب داشته باشند؛ مگر خداوند نامحرم است؟
    * آیا جلوگیرى از بى حجابى، واجب و وظیفه حكومت اسلامى است یا صرفاً یك مسئله اخلاقى و شخصى است؟

    «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ...»؛ نور (24)، آیه 31.؛ «و باید روسرى خود را بر گردن خویش (فرو) اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان ( همكیش ) خود یا كنیزانشان یا خدمت كاران مرد كه (از زن) بى نیازند یا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند، آشكار نكنند...».
    اصل قانون حجاب اسلامى، از ضروریات فقه، بلكه از ضروریات دین مبین اسلام است و هیچ مسلمانى نمى تواند در آن تردید كند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح كرده است و هم روایات بسیارى بر وجوب آن گواهى مى دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنى به اتفاق، به آن فتوا داده اند. البته مراد ما از حجاب، مطلق پوشش خاص مورد نظر دین است؛ نه معناى اصطلاحى آن كه به معناى پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان كردن و منع از وصول باشد. ر.ك: راغب اصفهانى، المفردات فى غرائب القرآن. حجاب اسلامى براى خانم ها، داراى دو آیه صریح مى باشد؛ یكى در سوره نور كه مورد بحث ماست و از واژه «خُمُر» استفاده شده است؛ «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ» و دیگرى در سوره احزاب، آیه 59 كه واژه «جلباب» در آن استعمال شده است؛ «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»؛ در آیه اول، «خُمُر» جمع «خمار» و به معناى روسرى و سرپوش است همان، ص 159؛ مجمع البیان، ص 217..
    «جیوب» نیز از واژه «جیب» به معناى قلب و سینه و گریبان است. مجمع البیان، ص 217. خداوند در این آیه، پوشش بانوان را به دو شكل گسترش مى دهد؛ یكى پوشیدگى سر و گردن و دیگرى پوشاندن زینت ها. در تفسیر مجمع البیان چنین مى خوانیم: «زنان مدینه اطراف روسرى هاى خود را به پشت سر مى انداختند و سینه و گردن و گوش هاى آنان آشكار مى شد. بر اساس این آیه، آنان موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبان ها بیندازند؛ تا این مواضع نیز مستور باشد». همان. فخر رازى چنین مى نویسد: «خداوند متعال با به كارگرفتن واژه هاى «ضَرب» و «عَلى» كه مبالغه در القا را مى رسانند، در پى بیان لزوم پوشش كامل این نواحى است». فخر رازى، التفسیر الكبیر، ج 23، ص 179.
    ابن عبّاس در تفسیر این جمله مى گوید: «تغطّى شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفه»؛ مجمع البیان، ص 217.؛ «زن، مو و سینه و دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند». برخى ادّعا مى كنند كه حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داریم؛ ولى در هیج جاى قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است. نادرستى این سخن آشكار است؛ زیرا با چشم پوشى از گفتار ابن عبّاس و نیز شأن نزول آیه، این واقعیت كه زنان مسلمان، حتّى قبل از نزول این آیه، موهاى خود را مى پوشاندند و آشكار بودن گردن و گوش و زیر گلو و گردنشان تنها مشكل به شمار مى آمد، تردیدناپذیر است. در این آیه، از روسرى سخن به میان آمده است و باید پرسید: آیا روسرى جز آن چه بر سر مى افكنند و موها را مى پوشانند، معنایى دارد؟ افزون بر این، حكم میزان پوشش، در روایات متعدد وارد شده است. ر.ك: فیض كاشانى، تفسیر الصافى، ج 3، ص 430 و 431.
    در آیه دوم از واژه «جلباب» استفاده شده است. در معناى جلباب چنین آمده است: «الجلباب: القمیص او الثوب الواسع؛ جلباب، پیراهن یا هر لباسى است كه بزرگ و بلند باشد». همچنین آمده است: «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الرداء تُغطّى به المرأة رأسها و صدرها؛ جلباب، لباسى است بزرگ تر از روسرى و مقنعه و كوچك تر و كوتاه تر از عبا است كه زن سر و سینه خود را با آن مى پوشاند» ر.ك: شهید مطهرى، مسئله حجاب، ص 158 - 159؛ قرشى، قاموس قرآن، ج 2، ص 41 و 42؛ علامه طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 16، ص 361..
    در مجمع البیان و تفسیر تبیان چنین آمده است: «جلباب، آن روسرى خاصى است كه بانوان هنگامى كه براى كارى به خارج از منزل مى روند، سر و روى خود را با آن مى پوشانند. شیخ طوسى، التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361؛ مجمع البیان، ج 7 - 8، ص 578.
    نزدیك ساختن جلباب؛ «یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ»؛ مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361.
    ، كنایه از پوشیدن چهره و سر و گردن با آن است؛ یعنى چنان نباشد كه چادر یا رو پوش هاى بزرگ (مانتو)، تنها جنبه تشریفاتى و رسمى داشته باشند و همه پیكرشان را نپوشانند. سزاوار است خانم ها چنان چادر نپوشند كه نشان دهد اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند؛ از نگاه چشم هاى نامحرم نمى پرهیزند كه از مصادیق «كاسیات عاریات»، یعنى زنانى كه ظاهراً پوشیده هستند؛ ولى در واقع، برهنه اند شمرده شوند. «روى عن رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط كأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء كاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ كأسنمة البُخت المائلة...»، (میزان الحكمة، ج 2، ص 259).
    قرآن، چنین فرمان مى دهد: بانوان با مراقبت، جامه شان را بر خود گیرند و آن را رها نكنند؛ تا نشان دهد كه اهل عفاف و حفظ به شمار مى آیند. تعلیل پایانى آیه نیز بیان گر همین امر است؛ یعنى آن پوششى مطلوب است كه خود به خود دورباش ایجاد مى كند و ناپاك دلان را نومید مى سازد. مسئله حجاب، ص 160 و 161.
    پس جلباب، لباس گشاد و پارچه اى است كه همه بدن را مى پوشاند. همچنین همان طور كه مفسران بزرگ، مانند شیخ طوسى و طبرسى فرموده اند، در گذشته، دو نوع روسرى براى زنان معمول بود؛ روسرى هاى كوچك كه آنها را «خِمار» یا «مقنعه» مى نامیدند و معمولاً در خانه از آنها استفاده مى كردند و روسرى هاى بزرگ كه مخصوص بیرون خانه بودند. زنان با این روسرى بزرگ كه جلباب خوانده مى شد و از «مقنعه» بزرگ تر و از «ردا» (عبا) كوچك تر بود و به چادر امروزى شباهت داشت، مو و تمام بدن خود را مى پوشاندند.

    فلسفه حجاب خانم ها چیست؟
    این سؤال در واقع، پرسش از دلیل عقلى و عقلایى مسئله است و سؤال اول، پرسش از دلیل شرعى مسئله بود. در این باره باید گفت كه علت و فلسفه لزوم پوشش براى خانم ها، متعدد است و برخى از آنها عبارتند از:
    1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى
    یكى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است كه نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمى است و در صورت كنترل آن، مى تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، امنیت روانى انسان ها را فراهم كند. در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مكانیسم هاى گوناگونى مطرح شده است كه «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یكى از راهكارهاى مهم آن است. بدون شك، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت هاى تعریف نشده و بى بندوبار (با آرایش هاى گوناگون)، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى برهنگى و سكس را به صورت یك عطش روحى و یك خواست سیرى ناپذیر، درمى آورد. اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین، توجه كامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام كردن این غریزه، اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تكالیف خاصى معین كرده است. وظیفه مشترك زن و مرد این است كه چشم خویش را از نگاه به نامحرم، بپوشانند و از نگاه شهوت آمیز، بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه هاى بیشتر - وظیفه خاصى دارند و آن این كه بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع، با آرایش هاى تحریك آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه گرى و دل ربایى نپردازند؛ تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود. لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان، نمى تواند به هر شكل و اندازه اى باشد و باید حد و ضابطه اى داشته باشد. بى بندبارى در پوشش و لباس، موجب بى بندبارى در تحریك غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روان شناسى، در باب تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد، ثابت كرده است كه مردان نسبت به محرك هاى چشمى شهوت انگیز، حساس تر از زنانند و برعكس، زنان در مقابل محرك هاى لمسى، حساسیت بیشترى دارند. این مزیت هاى جنسى، آموخته یا اكتسابى نیست؛ بلكه از زمان كودكى، آشكار است... اصطلاح «چشم چرانى» كه براى این ویژگى مردان به كار مى رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرك هاى بینایى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بینایى، زیاد است و از این گذشته، وسعت زیادى از محیط، در یك لحظه دیده مى شود. از سوى دیگر، چون حس لامسه، دامنه و برد زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیك است و هورمون هاى جنسى زن به صورت دوره اى ترشح مى شوند و به طور متناوب، عمل مى كنند، تأثیر محرك هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر، فعالیت زنان، بسیار كم است؛ برخلاف مردان كه ترشح اندروژن ها در آنان، صورتى یك نواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى كند. مردان به صورتى گسترده تر، تحت تأثیر محرك هاى شهوانى قرار مى گیرند و از این نظر، فعال ترند. ر.ك: دكتر بهزاد محمود، تفاوت هاى زن و مرد از نظر فیزیولوژى و روان شناسى ؛ حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى.
    2. حفظ و تحكیم بنیان خانواده
    بى تردید نهاد خانواده، یكى از مقدس ترین نهادهاى اجتماعى است كه بشر تا به حال به خود دیده است. نقش خانواده در ایجاد جامعه سالم، یك نقش بى بدیل است و در این میان، نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پیوند خانوادگى، غیر قابل انكار است و در مقابل، برهنگى، سمّ كشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است. آمارهاى مستند نشان مى دهند كه با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى نیز در دنیا همواره بالا رفته است؛ زیرا «هر چه دیده بیند، دل كند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس هاى سركش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مى رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مى بندد و با قبلى، وداع مى كند؛ اما در محیطى كه «حجاب» حاكم است و دیگر شرایط اسلامى رعایت مى شوند، دو همسر، تعلق به یكدیگر دارند و احساسات و عشق و عواطفشان، مخصوص یكدیگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پیمان زناشویى، مفهومى ندارد؛ خانواده ها به سادگى متلاشى مى شوند و كودكان، بى سرپرست مى مانند.

    3. پیش گیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه
    گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، یكى از دردناك ترین پیامدهاى بى حجابى و آزادى هاى بى حد و حصر جنسى است كه در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، كاملاً مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى حجابى نیست؛ بلكه یكى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه رشد تولد فرزندان نامشروع، مسئله برهنگى و بى حجابى است. امروزه یكى از مشكلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است؛ فرزندانى كه داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشكلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى كنند.

    4. جلوگیرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى
    یكى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بى توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى كه جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است كه روزبه روز، تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزون تر از او دارد و هنگامى كه زن را از طریق جاذبه جنسى اش وسیله تبلیغ كالاها و عاملى براى جلب جهان گردان و مانند اینها قرار دهد، در چنین جامعه اى، شخصیت زن تا حد یك عروسك یا یك كالاى بى ارزش، سقوط مى كند و ارزش هاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى شوند و به این ترتیب، زن، وسیله اى براى اشباع هوس هاى سركش برخى مردان آلوده و فریب كار مى شود. عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع و فعالیت هاى اجتماعى دور نمى كند، بلكه زمینه هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع - به همراه حقوق اجتماعى عادلانه - تضمین مى كند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى بخشد. در روایات آمده است: «المرأة ریحانة وسائل الشیعة، ج 14، ص 120.؛ زن همچون ریحانه و شاخه گلى ظریف است». بى تردید، اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین، مصون نمى ماند. قرآن كریم، زنان ایده آل را كه در بهشت جاى دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف، تشبیه مى كند؛ «كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ»؛ واقعه (56)، آیه 23. و گاه آنها را به جواهرات اصیلى، چون یاقوت و مرجان كه جواهر فروشان در پوششى ویژه قرار مى دهند، تا همچون جواهرات بَدَلى به آسانى در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان كاستى نپذیرد، تشبیه مى كند. باید توجه داشت كه حیا، عفاف و حجاب زن، مى تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى اش بر مرد، مؤثر باشد. لباس زن، سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن، یكى از وسایل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن، در برابر مرد است. در واقع، حجاب موجب محدودیت مردان هرزه اى مى شود كه در صدد كام جویى هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و نیز موجب مصونیت زنان از دست این گروه از مردان است. علاوه بر مطالب فوق، استاد مطهرى در بیان این كه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته، مى گوید: «اما علت این كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است كه میل به خودنمایى و خودآرایى، مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد، شكار است و زن، شكارچى؛ همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن، شكار است و مرد، شكارچى. میل زن به خودآرایى، از حس شكارچى گرى او ناشى مى شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد كه مردان لباس هاى بدن نما و آرایش هاى تحریك كننده به كار برند؛ بلكه این زن است كه به حكم طبیعت خاص خود، مى خواهد دلبرى كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین، انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است» مسئله حجاب..
    به عبارت دیگر، جاذبه و كشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریك پذیرى جنسى مردانه، یكى از علت هاى این حكم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل كه تنها فریب شیطانى اند نمى باشد، بلكه در واقع، براى آگاهى دادن به گوهرى ارزشمند در وجود زنان است كه باید از آن مراقبت و آن را حفظ كنند؛ تا به تاراج نرود. این، كاملاً معقول است كه هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مى طلبد؛ تا از دست راهزنان، در امان باشد و به شكل یك ابزار، براى مطامع سودپرستان در نیاید. به یاد داشته باشیم كه غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است و هر چه بیشتر اطاعت شود، سركش تر مى گردد؛ همچون آتش كه هر چه هیزم بیشترى بر آن بریزند، شعله ورتر مى شود و شهوت خود را به صورت یك عطش روحى و خواست اشباع نشدنى، در مى آورد. شهید مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 434. وضعیت جهان معاصر و كشانده شدن عده اى به همجنس بازى، نشانه آشكارى از این حالت است. بنابراین، رعایت نكردن پوشش اسلامى توسط زنان، نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلكه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مى شود و پس از مدتى، باعث دل زدگى و بى معنایى آن خواهد شد. آیا درست است كه دستور حجاب، براى زمانى بوده كه زنان مسلمان با كنیزان اشتباه گرفته نشوند و امروزه، كنیز وجود ندارد؛ بنابراین، این حكم نیز منتفى مى گردد؟
    این برداشت را برخى از آیه 59 سوره احزاب كرده اند؛ زیرا بعد از آن كه خداوند خانم ها را امر به استفاده از جلباب نموده، فرمود: «ذلِكَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ»؛ «این، نزدیك ترین راهى است كه شناخته شوند آزادند؛ نه كنیز؛ تا مورد آزار و اذیت قرار نگیرند». حقیقت این است كه اگر كسى به متون روایى و تاریخ اسلام رجوع كند، به راحتى خواهد فهمید كه همان طور كه نماز و روزه به دورانى خاص اختصاص ندارند، دستور پوشش نیز چنین است و ادعاى عصرى بودن آن، بى دلیل و غیركارشناسانه است؛ زیرا در این آیه، یكى از علت هاى وجوب حجاب این گونه بیان شده كه زن بى حجاب (مانند كنیزان در آن زمان)، در معرض مزاحمت و هتك حیثیت قرار دارد و در مقابل، زن وقتى با پوشش مناسب و با وقار از خانه بیرون مى رود، فاسدان، مزاحمان و بیماردلان، جرأت هتك آبروى چنین فردى را كه داراى حریم است، پیدا نمى كنند و در واقع، وى را طعمه اى مناسب، براى شكار خود نمى بینند. پس در این آیه، علت حكم، بیان شده است و آن علت، امروز نیز وجود دارد.

    پوشش كامل و مناسب براى زن، چه پوششى است؟
    در میان فلسفه هاى حجاب كه ذكر نمودیم، دو فلسفه، نقش اساسى ترى دارند كه با یكدیگر داراى ارتباط تام هستند و آنها عبارتند از:
    •    مصونیت زن در برابر طمع ورزى هاى هوس بازان.
    •    پیش گیرى از تحریكات شهوانى خارج از ضوابط و هنجارهاى الهى و تأمین سلامت و بهداشت معنوى جامعه.
    حجاب با چنین نقش و كاركرد اساسى و مهمى، پیامى قاطع با خود دارد و آن، این است كه در برابر همه مردان اجنبى، نوعى هشدار و اعلام «دور باش!» مى دهد و در نتیجه، عواملى در رساندن این پیام و اثرگذارى آن مؤثرند كه عبارتند از:

    1. حدود و میزان پوشش
    بدون شك هر اندازه بدن زن پوشیده تر باشد، نقش نیرومندترى در دورسازى دیدگان نظاره گر ایفا مى كند. اگر نگاه هاى آلوده را همچنان كه در روایات آمده است، «تیرهاى زهرآلود شیطان» بدانیم، پوشش زن، همانند قوسى است كه تیر از آن كمانه مى كند و منحرف مى شود و از اصابت و نفوذ در هدف، باز مى ماند و بر عكس، هر اندازه بدن زن برهنه تر باشد، تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته، از آن، آسیب خواهد دید و از این روست كه چادر را حجاب برتر شناخته اند؛ زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن ترین مصونیت را ایجاد مى نماید.

    2. كیفیت پوشش
    میزان ضخامت و حتى كیفیت دوخت لباس، خود بخش مهمى از حجاب را تشكیل مى دهد. بدون شك، لباس نازك، تنگ و بدن نما، فرودگاه پیكان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم هاى هرزه و آلوده و به فساد كشاننده جامعه است و در مقابل، لباس غیربدن نما، دیده ها را از خود دور ساخته، سلامت معنوى نفوس را تأمین مى كند.

    3. رنگ ها
    برخى از رنگ ها، دیده ها را خیره مى سازند و پاره اى دیگر، نگاه ها را از خود مى رانند و دور مى سازند و در عین حال، عالمان دین نسبت به خصوص رنگ ها، تأكید چندانى نكرده، ولى بر این مسئله پاى مى فشارند كه لباس، نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشى از آن باشد و از این روست كه در طول تاریخ، زنان مسلمان به میل خود، در خارج از خانه و درون جامعه عمومى، لباس مشكى را براى حجاب برگزیدند و این سنت حسنه، مورد تأیید و پذیرش پیامبرصلى الله علیه وآله و امامان علیهم السلام قرار گرفت؛ زیرا زنان به این وسیله، احساس امنیت و مصونیت بیشترى مى كردند. گاهى مى گویند: لباس مشكى، از نظر اسلام، مكروه است؛ حال آن كه هیچ فقیهى به كراهت چادر و عباى مشكى، فتوا نداده است؛ بلكه در روایات، چادر و كفش مشكى، استثناء شده اند. گاهى از جهات دیگر وارد شده كه پوكى استخوان مى آورد و آرامش روانى را بر هم مى زند. اگر چنین بود، خانم هایى كه 80 سال از چادر مشكى استفاده كرده اند، باید از پاى درآمده باشند؛ در حالى كه هیچ آمار علمى كه گواه بر گفته هاى آنان باشد، در دست نیست. به نظر مى رسد كه پوشش كامل، آن نوع پوششى است كه هیچ چشم بیگانه اى را متوجه خود نكند؛ یعنى لباسى كه برجستگى هاى اندام زن را اصلاً نشان ندهد و اسباب تحریك شهوت مردان را فراهم نكند و خود زن هم با آرایش، در جامعه ظاهر نشود.

    آرایش در مقابل نامحرم، تا چه حدى براى خانم ها جایز است؟
    در خصوص «آرایش» و «زینت»، پرسش مهمى مطرح است كه آیا مفهوم آن، واژه «زیور» (زینت هاى جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر مى گیرد یا تنها آرایش هاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب را شامل مى شود؟
    در پاسخ باید گفت: حكم كلى، آن است كه خودآرایى، جایز و خودنمایى در مقابل نامحرم، ممنوع است. آرایش، امرى فطرى و طبیعى است. بنابراین، خداوند، زینت و خودآرایى را نهى نمى كند؛ آن چه در شرع مقدس ممنوع شده، تبرّج و خودنمایى و تحریك و تهییج به وسیله آشكار ساختن زینت، در محافل اجتماعى است؛ چنان كه قرآن مى فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى»؛ احزاب (33)، آیه 33. و نیز مى فرماید: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»؛ نور (24)، آیه 31.. این آیه، زنان عرب را كه معمولاً خلخال به پا مى كردند و براى این كه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محكم به زمین مى كوفتند، از این كار، نهى مى كند. فقیه بزرگوار، علامه مطهرى مى گوید: «از این دستور، مى توان فهمید هر چیزى كه موجب جلب توجّه مردان مى گردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنین آرایش هاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور كلى، زن در معاشرت، نباید كارى بكند كه موجب تحریك و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد. خداوند در آیه 31 سوره نور مى فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها»؛ «زنان مؤمن، زینت هاى خود را در مقابل نامحرم، آشكار نمى سازند؛ مگر زینت هایى كه به خودى خود، آشكار هستند». پس زینت هاى زن، دو گونه است؛ یك نوع زینتى كه مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند، آشكار است و پوشانیدن آن، واجب نیست و نوع دیگر، زینتى كه پنهان است؛ مگر آن كه عمداً بخواهد آن را آشكار سازد؛ مانند گوشواره و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت و زیور، واجب است. ر.ك: مسئله حجاب، ص 146 - 147. البته در این مسئله انسان باید به فتواى مرجع تقلید خویش رجوع كند.
    تا به این جا مسئله آرایش و زیور در مقابل نامحرم را بیان نمودیم؛ ولى باید دانست كه در مقابل افراد محرم، مانند شوهر و فرزند و پدر و برادر و سایر محرمان، این محدودیت، وجود ندارد. علامه طباطبائى در تفسیر آیه 32 سوره اعراف مى فرماید: خداى متعال در این آیه، «یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ. قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»؛ «اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید و بخورید و بیاشامید و زیاده روى مكنید كه او، اسرافكاران را دوست نمى دارد. (اى پیامبر!)بگو: زیورهایى را كه خدا براى بندگانش پدید آورده و (نیز)روزى هاى پاكیزه را چه كسى حرام گردانیده؟ بگو: این (نعمت ها) در زندگى دنیا، براى كسانى است كه ایمان آورده اند و روز قیامت (نیز) خاصّ آنان مى باشد. این گونه، آیات (-(خود )-)را براى گروهى كه مى دانند، به روشنى بیان مى كنیم». زینت هایى را معرفى مى كند كه براى بندگان، ایجاد و آنان را فطرتاً به وجود آن زینت ها و استعمال و استفاده از آنها، ملهم كرده است و روشن است كه فطرت، جز به چیزهایى كه وجود و بقاى انسان نیازمند آن است، الهام نمى كند ر.ك: المیزان، ج 8، ص 79. و حسّ زیبایى دوستى، سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى شود. این گرایش طبیعى، افزون بر آن كه آثار مثبت روانى در دیگران پدید مى آورد، به تحقق آثار گران بهاى روانى در شخص آراسته نیز مى انجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگى و پریشانى، در نظام فكرى و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایى، نه دلیل وارستگى از قید نفس است و نه علامت بى اعتنایى به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزى و نظافت ظاهرى، خود به خود، شخصیت افراد را در نگاه دیگران، خوار مى سازد و زبان طعن و توهین دشمن را مى گشاید. بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره گیرى از مسواك و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر به دست كردن و سرانجام، آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با محرمان، از مستحبات مؤكد و برنامه هاى روزانه مسلمانان است. امام حسن مجتبى علیه السلام بهترین جامه هاى خود را در نماز مى پوشید و در پاسخ كسانى كه سبب این كار را مى پرسیدند، مى فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى مجمع البیان، ج 3 - 4، ص 673.؛ خداوند، زیباست و زیبایى را دوست دارد؛ پس خود را براى پروردگارم زیبا مى سازم». در كتاب هاى روایى ما نیز ابواب مفصلى درباره استحباب این مسئله وجود دارد كه براى اطلاع بیشتر، مى توانید به حلیةالمتقین، نوشته علامه مجلسى، مراجعه كنید.

    چرا حجاب بر مرد واجب نشده است؟
    در مورد مردان نیز این گونه نیست كه بتوانند با هر نوع لباسى، از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها به هر صورتى باشد؛ بلكه مردان نیز در این جهت، با محدودیت هاى خاصى نسبت به پوشش، مواجه هستند؛ اما محدوده پوشش آنان، به جهت حضور بیشتر در اجتماع و كارهاى سخت و به علّت این كه زن، مظهر جمال و زیبایى و مرد، مظهر موتور محركه اقتصاد در جامعه است، با زنان متفاوت است. علاوه بر این، همان طور كه شهید مطهرى فرمود، میل به خودنمایى و خودآرایى، مخصوص زنان است و از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد، شكار است و زن، شكارچى؛ همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن، شكار است و مرد، شكارچى و این زن است كه به حكم طبیعت خاص خود، مى خواهد دلبرى كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد؛ ولى در عین حال، اسلام براى مردان نیز پوششى در حد معقول قرار داده و مردان نیز آزادى بى حد و حصرى در پوشش ندارند و از طرف دیگر، اسلام آنها را بر حفظ نگاه از نامحرم و كنترل شهوت در نگاه، تكلیف كرده است و كنترل نگاه براى مردان، نسبت به زنان، سخت تر است.
    براى توضیح بیشتر ذكر چند نكته زیر ضرورى است:
    •    بسیارى از فقها فرموده اند: زن، نباید به بدن لخت مرد نامحرم (به جز سر و صورت و گردن)، نگاه كند و این حكم، دلیل قطعى دارد كه در جاى خود بیان شده است.
    •    ممكن است نگاه زن به بدن مرد نامحرم، حرام باشد؛ ولى پوشش آن از سوى مرد، واجب نباشد؛ همان گونه كه نگاه مرد به صورت و دست هاى زن از روى شهوت، حرام است؛ ولى پوشش آن از سوى زن، واجب نیست.
    اكنون این پرسش پیش مى آید كه اگر مردى با این وضعیت بیرون آید و بداند زنان از روى عمد و لذت، به بدنش نگاه مى كنند، آیا از نظر شرعى مرتكب گناه شده؟ برخى فتوا به حرمت داده اند. اصلى ترین مستند و مبناى این حكم، قاعده فقهى «اعانه بر اثم» است كه در فقه، كاربرد فراوانى دارد. معناى این قاعده، این است كه هر كس زمینه تحقق و پیاده شدن گناه را براى دیگرى فراهم سازد، خود نیز مانند انجام دهنده آن، گناهكار است و فقهایى كه قائل هستند كه دلیل و قاعده فقهى، «تعاون بر اثم» است و نه «اعانه بر اثم»، مى فرمایند: اگر مردان با لباس آستین كوتاه بیرون آیند، به قصد این كه زنان به آنها نگاه كنند، شریك گناه شده، قاعده فقهى در حق آنها پیاده مى شود؛ اما اگر به این انگیزه نباشد، اشكالى ندارد. در هر صورت، براى مرد مؤمن، سزاوار نیست كه با لباس نامناسب، در جمع حاضر شود و در مواردى كه مفاسد خاصى بر آن مترتب شود، به فتواى فقها، حرام مى باشد؛ البته توصیه مى شود كه در جزئیات مسئله، اشخاص به رساله مرجع تقلید خود مراجعه كنند.

    چرا بانوان در نماز باید حجاب داشته باشند؟
    پاسخ، این است: از آن جا كه در این پرسش، مسئله نماز مطرح است و اساس بسیارى از احكام نماز و سایر عبادت ها، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل پروردگار است، ما فقط در حد فهم خود، مى توانیم پاسخ گوییم و دست یابى به علت احكام عبادات، بسیار مشكل است و گرچه هر یك از آنها داراى حكمت و علت خاصى هستند، ولى پى بردن به همه آن اسرار، براى ما میسر نیست. به هر حال، حجاب و پوشش بانوان در نماز، علت ها و فلسفه هاى متعددى مى تواند داشته باشد كه برخى عبارتند از:
    الف) این خود نوعى تمرین مستمر و روزانه، براى حفظ حجاب مى باشد و یكى از عواملى است كه در پاسداشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگیرى از آسیب پذیرى او، نقش مهمى ایفا مى كند. همان گونه كه هر عبادتى، تعلیم و تمرین است براى انسان كه در همه حال، به یاد خداوند سبحان و بازگشت به سوى او و تزكیه و تربیت خود براى یك زندگى ابدى باشد، حجاب زن در نماز نیز آموزش، تمرین و تذكر پوشش عفیفانه اوست كه در غیر نماز هم باید همان پوشش در برابر نامحرم، رعایت شود؛ زیرا نماز، آموزشگاه مهم ترین معارف و نیازهاى حیاتى انسان و پرورشگاه ایمان و تقوا و اخلاق انسانى و الهى، مثل عفاف و حجاب است، و به همین علت، نماز، مظهر حقیقت و سیماى ملكوتى دین اسلام مى باشد. نماز، آیینه دین الهى است. خداوند حكیم، تمام معارف و قوانین مهم و ریشه اى و مسائلى كه حیات معنوى و اخلاقى و سعادت دنیوى و اخروى انسان و جامعه را تأمین مى كنند، به طور خلاصه و كلى در نماز بیان فرموده است.
    ب) داشتن پوشش كامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از این رو، براى مرد نیز ستر عورت واجب و در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهى، زمینه ساز حضور معنوى و بار یافتن به محضر حق مى شود. رعایت این ادب براى زنان، اهمیت بیشترى دارد؛ زیرا به طور معمول، زنان آن گاه كه در برابر بزرگى قرار مى گیرند، اولین حركتى كه انجام مى دهند، حفظ وقار و حجاب خود است؛ البته حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم، تفاوت هایى دارد؛ مثلاً پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نیست.
    ج) زن، مظهر حیا و عفاف است و حیا هم جلوه گاه حریم است و بالاتر از حریم خدا، حریمى وجود ندارد و در آن جا، باید در برابر عظمت كبریایى اش با حیا و پوشش باشد؛ تا حد بندگى خود را نشان دهد. این پوشش و حیا، هر چند براى مردان هم رعایتش لازم است، براى زنان، ضرورت محورى دارد.
    اصولاً خانم ها مظهر زیبایى و لطافت و ظرافت در خلقت هستند و دُرّها و مرواریدهایى گران بها و زیبایند كه خداوند براى هنرنمایى خود، خلق نموده است و هیچ گاه نمى خواهد از ارزش آنها كاسته شود. این مخلوق، هر چه پرده نشین و داراى ناز و كناره گیر از بازارهاى عمومى باشد، بر قدر و منزلتش افزوده مى شود. به همین جهت، خداى سبحان، پوشیدن تمام بدن او را واجب دانسته و در هر حال، احترامش را واجب شمرده است و حتى وقتى خداوند مى خواهد از خصوصیات و اهمیت و ارزش حورى هاى بهشتى بگوید و از آنها تعریف كند، مى فرماید: «حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ»؛ الرحمن (55)، آیه 72.؛ «حورانى پرده نشین در (دل) خیمه ها»؛ یعنى ارزش آنها به این است كه اختصاصى و پرده نشین هستند و در دسترس عموم نمى باشند. حال با توجه به این خصوصیات حیرت آور و منحصر به فرد، مسلماً این احترام و متانت و وقار در نماز و مقابل خداوند، سزاوارتر است و فقط مسئله محرم و نامحرم مطرح نیست.

    آیا جلوگیرى از بى بند و بارى، ولنگارى و بى حجابى، واجب و وظیفه حكومت اسلامى است یا صرفاً یك مسئله اخلاقى و شخصى است؟
    مسئله حفظ پوشش و عدم مزاحمت براى بانوان، تنها یك توصیه اخلاقى نیست و حكمى اسلامى و حكومتى به شمار مى آید و خداوند در ادامه آیه حجاب در سوره احزاب، مى فرماید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَكَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً»؛ «اگر منافقان و بیماردلان و كسانى كه در شهر نگرانى به وجود مى آورند، از كارهاى خود دست برندارند، ما تو را بر ضد آنان بر خواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط مى كنیم؛ تا جز مدتى اندك، در همسایگى تو زندگى نكنند». در نتیجه، همان گونه كه امر به همه معروف ها و نهى از همه منكرها، بر مؤمنین و بر حكومت اسلامى واجب است، نسبت به مسئله حجاب نیز این قاعده كلى شرعى، جارى است و بر هیچ كس جایز نیست كه در مقابل آن، بى تفاوت باشد یا آن را كوچك و بى اهمیت شمارد. خانم ها توجه داشته باشند كه خداوند در مقابل احكام خویش، غیرت دارد و هیچ گاه راضى به ترك دستورات خود نیست و اصلاً موضوع این نیست كه بیرون گذاشتن چند تار مو كه مسئله كوچكى است، چه اهمیتى براى خداوند دارد؛ بلكه مهم این است كه چه خداى بزرگى نافرمانى مى شود. در پایان لازم است یادآور شوم كه این جانب در این بحث از كتاب مسئله حجاب علامه شهید مرتضى مطهرى استفاده فراوانى كرده ام. این كتاب، ظاهرى دارد و باطنى؛ ظاهر آن براى عموم مطالعه كنندگان قابل فهم است؛ ولى باطن آن فقط براى كسانى كه عمرى را در فقاهت و اجتهاد سپرى نموده اند، قابل نیل مى باشد، كتابى است كاملاً فقاهتى و تحقیقى و بهتر از آن در این موضوع، به نظر بنده، تا به حال نگاشته نشده است.


     برای دریافت این فایل به صورت PDF اینجا را کلیک کنید


    پایگاه جامع اینترنتی بیان


    موضوع مطلب : حجاب و عفاف

    نویسنده: سعید قدیمی | چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1397 ساعت 02:11 ب.ظ

  • درباره سایت

    پایگاه جامع اینترنتی بیان
    با تجربه چندین ساله در وبلاگ نویسی
    به امید خدا دوباره شروع به فعالیت کردم
    تا این بار هم بتونم در زمینه وبلاگ نویسی
    هم مسیر خوبی برای ارزشی نویسان
    همفکر خوبی برای عمومی نویسان
    در این راه بی پایان باشم . انشالله
    برای ارتباط با من با آیدی زیر تماس بگیرید
    https://t.me/BestTechnician

    تماس با ما پست الکترونیک صفحه اول